خرید بک لینک
نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحتسرعت رشد همه چی انقدر زیاد شده که تا سرتو بر میگردونی میبنی ازعالم و آدم عقب افتادی از بس شتابانه لامصبنگاه میکنی بچه خواهرت دیروز 3 سالش بوددر زمان حاضر شده 13 سالش آخه چجوری؟؟ تازههمه دارن میدوون که برسن به یه چیزیحالا معلوم نیست چی؟ فقط میدوون ازشونم بپرسی نمیدوننو این بده ، منو نگران میکنه و استرسم میدهمدام فکر میکنم من چرا ته خط موندمهی میگم: بدو مجتبی بدو بدو بدویه غلطی بکن ولی خب چه غلطی؟؟؟شما میدونید؟؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 19:39

سالها بود که می گفتم چرا این مدرسه تموم نمیشه هی با خودم کلنجار میرفتم میگفتم امسال دیگه آخرشه دیپلم میگیرم تمام حالا عین س.گ پشیمونم میگم کاش اون روزای طولانی تموم نمیشد کاش هنوز با زور و دعوای مامانم بیدار میشدم کاش هنوز با علی بعد کلاس میرفتیم گیم نت بچه هایی که مدرسه میرید قدر این روزا رو بدونید آینده هیچ خبری نیست!!

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 19:39

سلام عزیزان (میدونم دیگه کسی نیست که سر بزنه ولی اگه اومدید یه سلام بدید)امروز بعد از دوسال دوباره برگشتم تا خاطراتمو زنده کنم یه بغض عجیبی گلومو گرفته چقدر زود گذشت این عمر لعنتی، چقدر پیر شدیمیادمه تابستون 92 فهمیدم چیزی هست به اسم وبلاگکه هر چیزی میشه توش نوشت از مطالب علمی تا دلنوشته و ....و الان دقیقا یازده سال میگذره و چه عزیزایی که از دست ندادمکه بدترینش مادر جونم بود.هعی روزگار عجب میگذری نوشته شده در شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۳ساعت 0:53 توسط مجتبی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 2:15

خدایا     مجتبی     منتظر     رویایی    ست        زیبا قدیما سلام به عزیزانی که یادشون نرفته بلاگفایی هم  هست روزگاران قدیم بلاگفا رو کسی یادش هست؟؟برچسبها: سلام, بازماندگان, دلار, کرونا نوشته شده در یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱ساعت 9:49 توسط مجتبی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:09

چون کسی نیست میگذرد 

پرسیدمش چه؟

فرمود عشق 

عشق؟

گفت اگر عاشق باشی ،میماند

در خیالت ای دوست

نکته اخلاقی بگم: نمیدونم از کجام در آوردم ولی انصافن قشنگ گفتم نه؟


برچسبها: دلار, دارو, کرونا, ارز

نوشته شده در دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱ساعت 20:18 توسط مجتبی| |

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:09

سلام پست قبلی نوشتم یکسال گذشت 

از همون یکسال الآن دو سال میگذره 

کلی پدرمون در اومد تو این دو سال 

کرونا، دلار، کوفت زهرمار .....

دعا کنید پست بعدی که میزارم دنیا تموم نشده باشه


برچسبها: سلام, بازماندگان, دلار, کرونا, دنیا

نوشته شده در سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ساعت 21:20 توسط مجتبی| |

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 13:15

گفت استاد مبر درس از یادیاد باد آنچه به من گفت استادیاد باد آنکه مرا یاد آموختآدمی نان خورد از دولت یادهیچ یادم نرود این معنیکه مرا مادر من نادان زادپدرم نیز چو استادم دیدگشت از تربیت من آزادبس مرا منت از استاد بودکه به تعلیم من اِستاد استادهر چه می دانست آموخت مراغیر یک اصل که ناگفته نهادقدر استاد نکو دانستنحیف! استاد به من یاد ندادگر بمردست، روانش پر نورور بود زنده، خدا یارش باد نوشته شده در یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 10:41 توسط مجتبی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 13:15

یکسال گذشت

Image result for u202bیکسال گذشتu202c

یکسال گذشت

امروز با قلبی آکنده از اندوه در برابر عمر یکساله ی از دست رفته ام نشسته ام

عمری که با چشم برهم زدنی گذشت

عمری که با چشم اشکبار گله ها و شکایت هایش را برایم بازگو میکند

آری

ای دوست

قدر امروزت را بدان که دیروز برنمیگردد.

#یادت_بخیر

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 23:36

از صدای گذر آب چنان فهمیدم:

تندتر از آب روان

عمر گران میگذرد.

زندگی را نفسی

ارزش غم خوردن نیست!

آرزویم این است

آنقدر سیر بخندی که ندانی غم چیست

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

بلاگفا شده سالی یه بار

مث قبرستون

همه میان یه چکی میکنن و میرن

یه سال پیش تقریبا آخرین پستمو گذاشتم

الانه برگشتم تا کامنتاشو بخونم

شما چی؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

خداوندا

نه آنقدر پاکم که کمکم کنی

نه آنقدر بدم که رهایم کنی

میان این دو گم شدهام

هم تو و هم خودم را آزار میدهم

نه میتوانم آنی شوم که تو می خواهی نه

دوست دارم آنی شوم که تو رهایم کنی

خواهشا رهایم نکن

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

پازل دل کسی را به هم ریختن هنر نیست

هر وقت با تکه های شکسته ی دل یک نفر

برایش یک پازل جدید ساختی هنر کردی...

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

تصÙx88Ûx8cر Ùx85رتبط

به خــــــــــدا بگـــــــــویید :

زمستانش ســـــــــــــرد نیست !!!

جمع کند تکــــــــــــــــرار فصل هایـــــــــــش را

من در تابستان هم از ســـــــــــــوز تنــــــــــــهایی

دندان به دندان ساییــــــــــــــده ام ...

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

تصÙx88Ûx8cر Ùx85رتبط

ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده

گر او نمیآید بگو آن دل که بردی باز ده

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

Image result for âx80«Ú©Ø§Ø±Ùx88اÙx86 کربÙx84اâx80¬âx80x8e

دراي کارواني، سخت با سوز گداز آيد
چو آه آتشيني کز دل پر غصه باز آيد

گمانم کارواني از وطن آواره گرديده
که آواز جرس با ناله هاي جانگداز آيد

اگر اين کاروان است از حسين فرزند پيغمبر
چرا او را اجل منزل به منزل پيشباز آيد

برچسب: نویسنده: غزل صفری تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 9:48

صفحه بندی